آنيتاآنيتا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 21 روز سن داره

آنيتا ثمره عشق مامان و بابا (آنیتا فرشته ای از جنس آسمان)

وضعیت جدید دخترک

1392/4/17 10:16
نویسنده : شهرزاد
1,162 بازدید
اشتراک گذاری

از هفته گذشته یعنی 6 تیر شیرخشک رو از بیمارستان گرفتیم و شروع کردیم

مقداری تشنج ها با این شیرخشک کنترل شده (خدارو هزار مرتبه شکر -البته دعای دوستان هم بی نتیجه نبوده)

جالب اینکه اینگار معجزه شده

آنیتا میخنده

باور می کنید دوستان؟

آنیتای من میخنده به صدای من عکس العمل نشون میده

ای خدا

کاش همیشه بخنده

کاش تموم نشه این روزا،اینقدر این چندوقته همه چیز متغیر بوده ،میترسم بنویسم شاید چندروز عمر مطلبم باشه و بعدش .......

غلط میزنه دخترک اما نمیتونه هنوز بشینه یا بایسته ،دستاش حسابی ضعیف شدن و نمیتونه ازشون استفاده کنه

الان تمام مشکلاتش همینه که حرکتش شدیدا ضعیف شده

و اختلال خواب

اکثر این شبها تا صبح یعنی 5 یا 6 به صورت متفاوت بیدار بوده و هر موقع میخوابیده با ترس و گریه از خواب بیدار میشده

امروز به دکتر حسینی زنگ زدم کلی ازش تشکر کردمو ایشون گفتن باید کتون ادرار آنیتا مثبت بشه تا جواب کامل رو شیرخشک بده .تو این مدت که متاسفانه نشده .خدا کنه این اتفاق بیفته و شیرخشک جواب بده .ای خدا رو سفیدمون کن.در ضمن بهشون گفتم شربتت رو قطع کردم .گفت اگر جواب بده بعد دوماه داروهاشو کم میکنیم .چون این شیرخشک خودش دارو هست.

ایشون واقعا باعث خیر بوده

و هم دکتر اشرفی و حتی منشی دکتر که همیشه با روی گشاده با من صحبت میکرد

همه دست به دست هم دادن

دوستان وبلاگی که تو این مدت تنهامون نذاشتن ،حسابی دعامون کردم ،به یادمون بودن

از همتون ممنونم

از خودم هم بنویسم حالم مقداری بهتر شده ،اما استرس شدیدی دارم.همش نگران و در حال ترسم

امروز با شهرام هم مشاجره داشتم

یه مسجی هم فرستاد که به نظرم بی راه نبود

بهم گفت

تو که مرتب به آنیتا بیماری های بی ربط نسبت میدی .خدا چطور میبینه که یه مادر همش از بچه اش توقع بیماری داره چطور از خدا طلب شفا میکنه

این رو قبول کردم اما لحن صحبتش خیلی تند بود خیلی بهم ریختم

از بی خوابی ها و این دغدغه ها خسته شدم .اون هم خسته است قبول دارم

اما چه میشه کرد

این روال باید طی شه

چه ما تحمل داشته باشیم چه نداشته باشیم

اجبار حرف اول را می زند.!!!!

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (29)

سارا زارع
17 تیر 92 10:47
سلام .به آلوچه بابا و مامان هم سربزن گلم خوشحال ميشم.


دوست دارم اما هیچ حسی نیست
اگه دخترکم رو به بهبودی بره به همه دوستان سر میزنم
قول میدم
مامان مریم
17 تیر 92 10:52
خدارو شکر عزیزم....خداروشکر..


مرسسی عزیز دلم
هما
17 تیر 92 11:15
خيلي خوشحالم برات خيلي خيل ايشالاا همش اتفاقاي خوب بيفته تو اين ماه عزيز برات دعا مي كنم


مرسی گلم مرسی
امیدوارم بتونم نتایج خوب رو مرتب بهتون بگم تا شما هم خوشحال شید
این مدت شرمنده همتون بودم امیدوارم از اینجا به بعد خبرای خوبی رو بهتون بدم
نازنین
17 تیر 92 11:29
سلام شهرزاد خوش خبر
خدایا ممنونم خیلی خیلی ممنون
یعنی داری به صدای همه گوش میکنی
خدایا معجزتو تو ماه رمضون گذاشتی
خدایا شکرت که اوضاع بهتره
آنیتای گل عروسک خوشکل همیشه لبات خندون باشه که مامان و بابا کلی از خندت انرژی میگیرن
وقتشه دستامون بیشتر بره بالا هم شکر کنیم هم دعا
شهرزاد عزیز خدا دستاتو دیده که اومده بالا پس با تمام وجودت شکر کن ما هم شکر مینیم
خیلی خبر خوبی دادی
منتظر خبر های خوش بعدی هستیم
خیلی بیشتر امیدواریم خیلی شاکر خدا هستیم و بازهم دست به دعا
خدایا ممنون
خدایا شکرت
شهرزاد جان منتظر روزهای خوب باش
هیچوقتم نا امید نباش اینو یادت نره خدا امید هیچکسو نا امید نمیکنه



اره واقعا امیدواریم
امیدواریم بهتر بشه
فقط نگران شیرخشک هستم که جواب بده و تو ازش کتون مثبت شه
خیلی برامون تو این ماه عزیز دعا کن
خدا دستای مهربون شمارو دیده به ما نگاه کرده شک نکردم
مامان یاسمن و محمد پارسا
17 تیر 92 11:41

خدایا شکرت ایشالاه که بهتر میشه


انشالله دوست خوبم
مرسی
ترنم
17 تیر 92 12:06
وای شهرزاد راست میگی خدایا هزار مرتبه شکر خدایا شکرت انقدر خوشحالم که نمی دونم چی بنویسم ایشالله لبخند بر لباتون همیشگی باشه خیلی خوشحالم امیدوارم همین فردا بیای و بگی همه چی خوب خوبه آمییییییییییین


عزیزم مرسی
انشالله
خدا کنه این شیرخشک جواب بده خیلی دعا کن برام
ممممممممرسی
الهام مامان علیرضا
17 تیر 92 12:37
خدا رو شکر که این و میشنوم عزیزم
من مطمئنم روز به روز بهتر میشه
شهرزاد جونم آقا شهرام درست میگه
حرف بدی هم نزده دلخور نشو گلم
شما الان خسته ای بخاطر همین زود رنج شدی...
بهتره دیگه بهش فکر نکنی و همۀ فکرت بشه بهتر شدنِ آنیتا...
یقین داشته باش که حالش خوب میشه
روی ماه آنیتا جون و می بوسم


قربونت برم الهام جون عزیز دلم
اره میدونم
اما این خستگی لعنتی رو باید یه جوری بیرونش کنم
یه خورده وضعیت دخترک استیبل بشه همه چیز درست میشه
برامون دعا کن عشقم
بوووووووس
مامان مارال دون
17 تیر 92 14:25
خانومی همیشه خدا با فرشته هاشه.
خدا رو شکر انشاءالله روز به روز هم بهتر میشه .

در مورد آقا شهرامم و حرفش ناراحت نباشین اونم مثل شما خسته شده.


مرسی عزیزم
امیدوارم خدا بهمون صبر بده و کمک کنه بتونیم همدیگرو درک میکنیم
ممنون از لطفت
نرگس
17 تیر 92 18:33
سلام

هیچ خبری نمیتونست انقدر خوشحالم بکنه.
خداروشکر که آنیتا بهتر شده.
ان شاالله بهترین اتفاقا توی ماه رمضان برای شما بیفته و شیر خشک جواب بده..

میشه از خنده ی آنیتای خوشگل عکس بذارین؟
دیدن اون عکس بی حالش خیلی منو عذاب میده. دوست دارم خنده ی قشنگشو ببینم

اره نرگس عزیزم
فدات
حتما عکس میذارم
مانا(مامان شروین)
18 تیر 92 10:25
از خوشحالی دارم گریه میکنم. خدایا روزهای بده آنیتا دیگه تموم شده باشه و از به بعد فقط بخنده. من که همیشه به یادتون هستم. همیشه اول برای آنیتا طلب شفا میکنم و بعد پسرم.
خدایا ممنون که صدای ما را میشنوی و دعاهای ما را بی نتیجه نمیذاری.


قربونت برم عزیزم
لطف داری
خیلی سخته
به روزهای خودم که نگاه میکنم روزهای سختی که گذروندم و میگذرونم واقعا حس مرگ بهم دست میدم
امیدوارم
خدا راه چاره ای برای بچه های امثال آنیتا باز کنه
مامان سويل و اراز
18 تیر 92 13:59
واااااااااااااااااااي خدايا شكرت


مرسی عزیزم
دعا کنید جواب بده
راحله
18 تیر 92 22:43
شهرزاد جونم همین چند خط اول پستت رو که خوندم به حدی خوشحال شدم که خدا میدووووونه

انشالله روز به روز پیشرفتهاش بیشتر شه و این شیر خشک هم بهش سازگار باشه و داروهاشو کم کنید

امیدوارم تو این ماه خدا دل همه رو شاد کنه و حاجت قلبی توام بده که اینقدر ماهی

خدا کنه راحله جون

خداکنه عزیزم


azar
18 تیر 92 22:44
omidvaram az ein be baad faghat khabarhay khoob az azizemoon benevisi az khoodet az dokhtaret va ein rouzha mesl yeh kaboos azat joda besheh va digeh hich vaght barnagardeh midonim keh chaghader sakhty posht sar gozashtin va chaghder ehsas e tanhaey kardin vali pmidvaram az ein be baad khandeh va shadi mehmonetoon bashehh braai behtarinhay momken doa mikonim baraton hamme ma shad bashin o salamat mibosamet manan e nemoneh o saboor love u azizam

مرسی اذر گلم
امیدوارم توام دلت شاد و لبت خندون باشه
تو این ماه عزیز غافل از هم نشیم و حسابی تو دعاهامون برای همدیگه دعا کنیم
کاش این کابوس لعنتی تموم شه و به نوشته تو بپیونده
دوست دارم عزیزم
میبوسمت
Samaneh Ghomi
19 تیر 92 1:34
Salam shahrzad Aziz khodarohezar martabe shokr ke khoda seda to shenid
Khoshhalam az khoshhaliye shoma
Khahare man Chand sal to bakhsh icu markaz tebi parastar Bode goft be pezeshkaye onja etemad kon Bad Aval khoda divom khoda sevom khoda Bad shoma Bad doktora na omid nabash be Anita enerji mosbat bede montazere rozhaye khob bash
Shafaye anitaro az sahebe in mah begir emam Ali ke be haghe esmesh dokhtaret raham bere Barat


الهی فدات عزیزم
انشالله هیچ وقت گذر هیچ کس به مرکز طبی نیفته
من بدترین روزهامو تو مرکز طبی سپری کردم
هر روز صبح به امید اینکه تشنج انیتا با داروی جدید کنترل شده بیدار میشدم
اما تا چشم باز میکرد و شروع به تشنج
خیلی سخت بود
انشالله خدا خواهرتو حفظ کنه و هیچ وقت اون روزا براش تکرار نشه
هاله
19 تیر 92 1:55
خیلی خیلی خوشحال شدم برای آنیتای عزیزم انگار که حال دختر خودم بهتر شده خدا رو شکر
سختی ها همیشه وقتی درگیرشون هستی بی پایان به نظر میان ولی وقتی میگذرن و تموم میشن فقط میشن یه تجربه و خاطره تلخ
قرار نیست که همیشه تلخی باشه و ناامیدی
محکم باش ما همه کنارتیم و براتون دعا میکنیم
والا هر دوتون حق دارین بیماری بچه سخت ترین امتحانه برای پدر و مادر
امیدوارم از این امتحان با لب خندون بیرون بیاین


مرسی هاله جان
ای گفتی
چه امتحان سختی
ادم واقعا دیوانه میشه
من چندروزی بود شدیدا عین دیوونه هاشده بودم
خیلی داغون بودم
برام خیلی دعا کن عزیزم
خدا کنه تموم شه
ای خدا
به حق این میهمانیت به حق مهربانی
همه بچه های مریض رو شفا بده
مامان دینا جون
19 تیر 92 14:12
واااااااااای خدارو شکر خدارو شکر.عزیزم خییلی خوشحال شدم.ایشالا که روز به روز حالش بهتر میشه.از خنده هاش انرژی بگیرین و شما هم بخندین.خدا داره معجزه شو نشون میده.


اره عزیزم
اینکه معجزه است رو شک ندارم
ولی من خیلی بی طاقت شدم
برام دعا کنید
خیلی خیلیللیییی
التماس دعای زیاد
سعیده
20 تیر 92 8:45
شهرزاد عزیزم
الان نمی دونم چی بگم از خوشحالی
اگه نزدیکت بودم میومدم و بغلت میکردم و کلی گریه میکردم
دستت رو میبوسیدم به خاطر همه زحمتات و صبری که داری برای این فرشته خدا می کنی
خدا صدامونو میشنید صلاحش حتما الان بوده........توی ماه رمضون خواست به هممون یه هدیه بده........اونم همون یه خنده آنیتا بسه
دیگه فکرای بد رو بریز دور
برای همین نکات مثبت شکر کن
با شهرام هم بد اخلاقی نکن
لذت ببر از نظر لطف خدا
هر شب سر سفره افطارمون با شوهرم اسم آنیتا رو میبریم انشاالله میایی و خبرای خوب بهمون میدی


سعیده گلم
مرسی از این همه محبتت
از این همه احساس قشنگت
دل پاکت
اینکه آنیتا رو یادته
دعاش میکنی
شریک سفره افطارتون میکنی
خیلی خوشحالم
از این همه دعای خوب
انرژی خوب
واقعا خوشحالم
خدارو به خاطر این همه دوست خوب شکر میکنم
هنگامه
20 تیر 92 12:17
ینی به خدا اشک تو چشام جمع شده....
باورم نمی شه... خیلی خیلی خیلی خوشحالم... راس می گن آقا شهرام... از حال و روز پستات هم معلوم بود که خیلی نا امیدی... من هربار با ترس سر می زدم اینجا...
ولی الان خیلی شوکه شدم...
اینقدی خوشحالم که انگار یه اتفاق خیلی خیلی خوب واسه خودم افتاده...
من بازم دعا می کنم...
خدا کمک کنه و ان شاءالله رو به بهبودی و بهتر شدن باشه...


مرسی گلم
شما لطف دارید
از اینکه اینقدر همه شما خوشحالید منم خوشحالم
ای کاش بگذره
خیلی زود
تموم شه
فقط از همین خنده هاش دل خودمو خوش میکنم
خداروشکر میکنم حداقل یه نشونه برام گذاشت
یا روزنه امید
برامون خیلی دعا کن
الهام مامان علیرضا
21 تیر 92 23:04
عرضی نیست
فقط دلم براتون تنگ شده بود!!!


مخلصیم ریفیق
سولماز
22 تیر 92 1:32
سلام
خیلی خوشحال شدم
خدا رو شکر
کاش خدا رحم کن و زود رحمتشو نشون بده که واقعا چشم انتظاریم
خدایا تو این روز های قشنگ رحم کن
خدایا خودت گفتی اگه بخواهید می دم
ما می خواهیم
سلامتی آنیتا رو عطا کن
عطا کن خدای من
عطا کن



مرسی سولماز گلم
قربونت دوستم
انشالله
انشالله
خیلی دردناکه واقعا
مخصوصا که خودمم تحملم کم شده خیلی بی طاقت و بی صبر شده ام
سعیده
23 تیر 92 9:02
شهرزاد عزیزم
هر روز میام صفحه ات رو باز میکنم به عشق اون یه جمله ات
"انگار معجزه شده آنیتا میخنده"
همینو میخونم و روزم رو میسازم با دیدن معجزه خدا


قربونت برم دوستم
چقدر خوبه که خوشحال میشید از سر زدن به وبلاگ آنیتا.
مامان یاسمن و محمد پارسا
23 تیر 92 12:56
مامان و بابای مهربون همیشه سالم باشید و سلامت دستتون درد نکنه بهترین بابا و مامان دنیا خسته نباشید ایشالاه عزیزم هم به زودی حالش بهتر میشه


عزیزم
بهترین بابای دنیا رو خوب اومدی و هستم باهات
اما من خوب نیستم عزیزم
باور کن
من خیلی داغون شدم
اصلا مادر خوبی نیستم
الهام مامان علیرضا
23 تیر 92 17:52
سلام به شهرزاد عزیزم
برای احوالپرسی و عرض ادب خومتتون رسیدم
آنیتا جونم خوبه؟
نماز و روزه ات قبول
التماس دعا



قربون تو برم
مرسی دوستم
بد نیستیم میگذرونیم
التماس دعا
نماز و روزه توام قبول
بوووووووس
مامان سارینا جون...
24 تیر 92 1:59
خدایا شکرت... این ها همه معجزه توست... خدایا هزار مرتبه شکرت... ازت سپاسگذاریم...


خیلی خوشحال شدیم، منتظر خبرهای شاد دیگه از وضعیت آنیتا جون هستیم...


مرسی عزیز دلم
انشالله
به دعای شما
حتما امکان پذیره
ترنم
24 تیر 92 10:40
شهرزاد عزیزم بی صبرانه منتظر شنیدن خبرایه خوب هستم روزی چند بار میام به وب آنیتا تا معجزه خدا را تو این ماه عزیز ببینم مطمئنم خدا آنقدر کریمه که سلامتیه آنیتا جونو تو این ماه بهش میبخشه به امید خوندن این جمله که شهرزاد گلم بیاد بگه معجزه شد دیگه آنیتایه نازم تشنج نمیکنه


قربونت برم
مممممرسی
کاش معجزه بشه
همه بچه های مریض تو این ماه شفا پیدا کنند
رفته بودم بیمارستان شیرخشک بگیرم
دیدم رو تخته بیمارستان زده
ستایش.....تشنج مقاوم به درمان
دلم هری ریخت
رفتم تو اتاقش
با مادرش صحبت کردم
شماره ازش گرفتم
دخترش عین دسته گل بود
4 سالش بود از 6 ماهگی تشنج داشت
اما هم حرف میزد راه میرفت
اینقدر باهوش بود که پازل رو کامل درست میکرد
مادرش میگفت پرستار بوده
بخاطر دخترش کارش رو بی خیال شده
خیلی داغون بودم
خیلی ناراحتش شدم
هرچی اطلاعات داشتم در اختیارش گذاشتم
شماره دکتر اشرفی رو بهش دادم
خیلی غصه خوردم براش .
براش دعا کن
الی مامی غزل و آوا
24 تیر 92 12:48
سلام شهرزاد عزیز
اسطوره مادری فداکار و رنجدیده
شهرزاد گلم تو رنج خیلی خیلی زیادی میکشی میدونم چون از این مدل رنجت رو خواهر شوهرمنم تحمل میکنه اما دوبرابر چون دوتا پسرش اینجوری البته صد برابر بدتر از آنیتاگلی .دومی ناخواسته بود و به هیچ طریقی سقط نشد و جاش محکم تر شد و اومد تو این دنیا که رنج فاطمه عزیزمون رو بیشتر کنه عزیزم بد از بدتر زیاده
اما بدن اون دوتا اصلا به کار درمانی و ... جواب نمیده ولی خدا روهزاااااااااااار هزاااااااار مرتبه شکر که آنیتا ی گلم حالش بهتر میشه و این رو بدون که روزی میشه که دو تاییتون بشینید و با هم از روزهای پر از شادی حرف بزنید و گوش فلک رو از خنده هاتون کر کنید الهی آمین من امروز صبح که ساعتهای حدود هفت بلند شدم رفتم وب دوست گلم مونا مامان الینا با وب تو آشنا شدم و تا الان تمام وبت رو خوندم از اولین پست تا آخرین ..ذره ذره رنجهای تو رو توی زندگی خواهر شوهرم دیدم و میدونم چی میکشی اون بیچاره که کسی رو هم نداره همراهش نه مادری نه مادر شوهری خودشه و خودش از کارش اومده بیرون درسش هم نیمه کاره گذاشت و در خدمت دوتا پسراشه
سلام بر دل شما و آرزوی شفای هرچه زودتر فرشته های گلتون
شهرزاد امروز میخوام برای آنیتا قرآن بخونم و حضرت علی اصغر و صدا کنم انشالله که حاجتت رو بگیری عزیزم کاری از دست ما بر نمیاد جز دعا شهرزاد قوی باش قوی

عزیززززم
چقدر از خوندن نوشته هات ناراحت شدم
الهی بمیرم براش
خدای من
چه میکشه اون
نه گلم
من خوب نیستم
من این چندوقته خیلی حالم خراب شده
داغون بودم
حوصله هیچ کس رو نداشتم
انیتا رو بی تفاوت بودم
خیلی خیلی بد شدم....
اینجوری بهم میگید بیشتر احساس عذاب وجدان میکنم
خیلی سخته
امیدوارم خدا براش بهترین ها رو بخواد
حتما دعا میکنم براش
کاش معجزه بشه
خدایا ببین مارو
هی خدا
ستاره
24 تیر 92 14:44
خدا رو شکر که حال انیتای گلم داره بهتر میشه. خیلی خیلی خوشحالم ایشالا دیگه همه چی خوب پیش میره.


وای ستاره جان
گفتی
انشالله
انشالله از این به بعد خوب باشه
مامان یاسمن و محمد پارسا
24 تیر 92 16:56
مامانی مهربون منتظریم ازحال انیتای خوشگلم برام بنویسی


مرسی عزیزم
چشششم
خاله نرگس
25 تیر 92 0:06
خدا رو صد هزار مرتبه شکر.
فکر و خیال نکن سعی کن بسپاریش به همونی که بهت امانت داده. خودش بهتر می دونه چطوری حال آنیتا جونو خوب کنه.
خدایا ممنونیم.


انشالله همینطور باشه گلم انشالله
میبوسمت
مارو فراموش نکنی
التماس دعا